بهترین خودروهای اسپرت دنیای واقعی: MC20، Giulia QV، A110

همانطور که از صفت‌های مرکب می‌گویند، «مرغ‌مرغ‌آلود» یک صفت نامتعارف برای توصیف تولد یک خودروی پرفورمنس جدید تعریف‌کننده عصر است. اما گاهی اوقات کمی صراحت فقط بلیط است.

در کتاب پشت صحنه عالی خود در داخل ماشین، دیوید توهیگ، کارگاه‌های مسابقه قدیمی آلپاین با یخ گوانو در دیپ را به تصویر می‌کشد، و صحنه‌ای که در یکی از آن‌ها رخ می‌دهد، در یک صبح سرد زمستانی، تیمش به آتش می‌زند. قاطر زشت آلپاین A110 برای اولین بار، به طرزی خاطره انگیز بدون لاک و بسیار سرگرم کننده است.

به همان اندازه که گاهشماری گسترده تر آن قابل توجه است. این در فوریه 2015 بود. تنها چهار ماه بعد، آلفارومئو روکش‌های رقیب جدید و خیره‌کننده BMW M3 را در دفتر مرکزی این شرکت به‌روز شده در منطقه Arese در شمال غربی میلان برداشت.

تنها چهار ماه پس از آن، فیات-کرایسلر روند افزایش سهام خود در فراری را آغاز می کند، تصمیمی که در نهایت مازراتی نیمه فراموش شده را آزاد می کند تا مرتکب آنچه قبلاً به عنوان یک اقدام داخلی تلقی می شد: توسعه ابرخودروی خودش.

بنابراین، سال 2015، سال نسبتا خوبی برای بنزین‌ها بود که مسیری کمتر آلمانی را طی می‌کردند، و سالی عالی برای کسانی بود که از ماشین‌های سریع با کنترل بدنه کمتر از آهنی لذت می‌برند و با دست دادن هالک هوگان جاده را نمی‌گیرند. .

این ماشین‌های کم‌رنگ، عجیب و غریب و همه، برای رانندگی عالی هستند. بیشتر از آن، آنها به عنوان یک سرباز، دکترین متفاوتی را نسبت به رقابتی که چشمان پولادین و همیشه بسیار جدی دارد، موعظه می کنند.

این چیزی است که آنها را به هم پیوند می دهد، زیرا آنها در راه آزادانه و آزادانه خود برای رفتن به یک جاده جالب به طرز وحشتناکی شبیه هم هستند. صادقانه بگویم، این شباهت ها می توانند سه مدل از یک سازنده باشند. شاید آلفین مازو؟

بنابراین ما آنها را جمع آوری کرده ایم تا این شخصیت متمایز را جشن بگیریم. این یک نوع شام آخر است. Giulia QV با به‌روزرسانی اخیر (قدرت بیشتر، تفاوت لغزش محدود مکانیکی جدید، دمپرهای اصلاح‌شده)، امسال بازنشسته می‌شود و A110 کوچک در سال 2026 از بین خواهد رفت.

اگر پلاک‌ها دوباره ظاهر شوند، روی خودروهای برقی قرار خواهند گرفت – بخوانید: سنگین‌تر و شفاف‌تر.

در مورد مازراتی، این یک بازمانده است. خارج از قلمرو تراشه‌های آبی گوردون موری T50 و همکارانش، این تنها ابرخودرویی است که به باتری درایو نمی‌چرخد.

اینها احتمالاً خودروهایی ساده با موتورهای توربوشارژ فشرده، دیفرانسیل عقب و سیستم تعلیق اصیل هستند.

و البته، نرخ تعلیق به قدری نادرست مطابقت دارد که نسبت به رقبای خود با مناقصه هم مرز است. آن‌ها ماشین‌هایی هستند که طراحی شده‌اند تا در دنیای واقعی زشت و غیرقابل پیش‌بینی بهترین حالت خود را داشته باشند. هدف آنها تحت تاثیر قرار دادن راننده است، نه کرونومتر.

جولیا Quadrifoglio با V6 پیشتاز این بود… چه نامی بگذاریم؟

ارتدوکس مدرن خودروهای اسپرت لاتین؟ این یک ابرسالون با قلب بزرگ با موتور V8 Maranello اره‌شده در دماغه و پتانسیل 190 مایل در ساعت است، و از گوشه‌ای به گوشه دیگر با راحتی خیره‌کننده یک E39 BMW M5 سر می‌خورد.

در سال 2016، زمانی که برای اولین بار آن را رانندگی کردیم، فوراً با هر خودروی M یا AMG متفاوت بود. امروز، کمی عامل «وای» را در سرعت خط مستقیم از دست داده است و میرایی آن مانند گذشته هوشمندانه به نظر نمی‌رسد، اما لذت اساسی و فردیت آن باقی مانده است.

و اگر فکر کنید که یانک ها این ماشین را با سه پدال می گیرند… اصلاً مهم نیست که «مانند» یک E39 M5، آن ماشین در واقع یک E39 M5 است.

لذت بردن از جولیا از درک این موضوع ناشی می شود که حتی در خودرویی که با پرخاشگری اتفاقی کودک نوپایی که درب پتیتس فیلوس را جدا می کند، چوب عقب آن باز می شود، حرکات بدن نباید ترسید.

 

واضح است که بسیار مهم است که این حرکات وصله های تماسی را در سراسر مغازه یدک نکشند، به خصوص با 513 اسب بخار در حال بازی – بله، این امر باعث می شود همه چیز کمی سخت باشد.

اما در آلفا این چیزی نیست که لازم باشد نگران آن باشید، حتی اگر تیم پشت این خودرو نیز سرسختی با این سفر به ظاهر بی پایان سیستم تعلیق با فرمان سریع و 11.8:1 ازدواج کند.

به نظر می رسد دستور العملی برای فاجعه باشد، اما QV را یک جاده B خوب نشان می دهد و به تیرامیسوی 80 هزار پوندی با کف خیس و بیش از حد الکلی تبدیل نمی شود.

در عوض، خم می شود و جریان می یابد و به راحتی و همه جا تعادل را پیدا می کند. در ابتدا با عصبیت معاشقه می کند، اما این به زودی از بین می رود. سپس QV به سادگی یک شرکت عالی است.

Alpine از سال 2017 خدمات مشابهی را به کلاس Boxster ارائه کرده است. این یک شمایل شکن است و درست است که همه آنها را دوست ندارند.

تجربه رانندگی A110 را نسبت به یک باکستر پایه چهار دیگ طراحی کنید و تنها یک برنده وجود دارد: پورشه کم‌تنه فرمان ارتباطی بیشتر، چسبندگی بیشتر، پیشرانه بهتر، ارگونومی بهتر و توزیع وزن بهتر دارد.

اما این خودروی فرانسوی دارای ظرافت، حساسیت و حس کوچکی فریبنده است که Boxster علاقه چندانی به تقلید از آن نشان نمی دهد.

به دلیل مزیت وزنی 110 کیلوگرمی، لاستیک‌های باریک‌تر و سیستم تعلیق مسابقه‌ای (پورشه از میله‌های مک فرسون استفاده می‌کند)، به راحتی می‌توان این را به عنوان یک تصادف خوشحال کننده توضیح داد، اما نحوه کنترل A110 به وضوح عمدی است. و جسارت.

منبع:autocar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *