“چرا بیبی پژو؟ این احمقانه است، اینطور نیست؟ اما اینطور است.”
“موفقیت، موفقیت، موفقیت: سعی کنید و سریع آن را شش بار بگویید و سپس بگویید BABY PEUGEOT.”
“تو برای من مهم نیست که اینجا باشم، نه؟” “بیبی پژو هیچ شکایتی از کودکی ندارد.” ماشینی که هر قرصی می خورد. «بچههای پژو لباسها را نمیشویند، اما هر نمایندگی آنها را میفروشد». «من اخیراً به اتومبیلرانی رفته ام. به نظر من جذاب ترین است.» “چرا؟ چرا نه؟» “چه کسی مرا ببی پاگداگ صدا زد؟”
اگر از این شعارهای غیرقابل نفوذ انتزاعی گیج شدهاید، در نظر بگیرید که آنها در میان هزینههای معمول تبلیغات اتوکار اوایل دهه 1900 چگونه به نظر میرسند.
فقط چه خبر بود؟ مردم می گویند: تبلیغات فریزول پوچ است. ما هم همینطور اما اگر نبودند، آنها را نمیخواندی.»
خوب، این توضیح می دهد. با این حال، چقدر نابهنگام است – مانند برخی کمپینهای بازاریابی آنلاین که 120 سال زودتر از آن استفاده میکنند.
حتی زمانی که تصاویر همراه چارلز فریسول را در صفحه پشتی می بینید که ژست های احمقانه ای می کشد یا در کف دستش ژست می گیرد و در واقع با چنین کپی بازاریابی خشکی در تضاد قرار می گیرد: «در پاسخ به تقاضای مستمر برای لاستیک های ساخت بریتانیا برای کالاهای سنگین. ماشینهای موتوری، از جمله تایرهای دانلوپ، هماکنون تمهیدات برای تولید خانگی تایرهای موتوری برای وسایل نقلیه سنگین در حال تکمیل است.
فریزول حتی یک تصویر سرگرمکننده از بیبی پژو که حلقه را روی یک مسیر ترن هوایی حلقه میکند همراه با این شعار اجرا کرد: «عکاسی نمیتواند دروغ بگوید».
او به خود می بالید که “تنها حراج کننده موفق کالسکه موتور” در این سال های اولیه رانندگی در بریتانیا بود (“او 90٪ بیشتر از هر شرکت دیگری که همان تجارت را تبلیغ می کند می فروشد”). این نشان می دهد که پدرش یک عامل تبلیغاتی بود.
فریزول پس از درگیر شدن با اختراع جدید دوچرخه ایمنی بریتانیایی، در سال 1896 وارد واردات و فروش یک چیز جدید هیجان انگیز دیگر – ماشین – از فرانسه شد. در عرض چند سال، او کاخ اتومبیل فریزول را افتتاح کرد، یک نمایشگاه پنج طبقه وسیع در هولبورن ویاداکت در زادگاهش لندن.
فضای ذخیره سازی وسیعی را در خود جای داده بود. یک رنگفروشی برای 50 ماشین یک تعمیرگاه حتی بزرگتر؛ “بزرگترین نمایشگاه در جهان” برای خودروهای جدید؛ بخش موتور سیکلت؛ گاراژ 200 ماشین؛ دیگری برای بیش از 100 واگن؛ اتاق های حراج هفتگی؛ ایستگاه شارژ و روشنایی برق؛ مخزن 1030 گاوصندوق؛ و یک بالابر هفت تنی. تماماً با کوره گرم می شوند، با برق روشن می شوند و ظاهراً نسوز نیز هستند.
فریسول – هنوز در اوایل سی سالگی – احتمالاً وقتی آن را بزرگترین انبار موتور جهان نامید اشتباه نکرده است. و این به ذکر دو انبار فروش مستعمل شرکت او در هالند پارک و لانگ آکر نیست.
در مورد Baby، این نام مستعار برای دو مدل بود.
در سال 1902، تایپ 37 توسط پژو – که مدتهاست در سایر زمینه های تولیدی مستقر شده بود – با موتور یک سیلندر 5 اسب بخاری، دیفرانسیل عقب، دنده های مشبک دائمی و دو صندلی معرفی شد.
یک کالسکه کوچک مفید برای همه. برای آقایانی که ماشین بزرگی برای دویدن دارند مفید است. مفید برای مردی که توانایی پرداخت قیمت های فانتزی را ندارد. فریزول اعلام کرد که هر خانمی می تواند آن را رانندگی کند.
سوشا در سال 1903 با تایپ 54 که از نظر مکانیکی و طراحی مشابه بود، اما به V-twin ارتقا یافت، در مورد ساخت خودرو جدی تر شد. Friswell گفت: «قابلیت اطمینان، تپه نوردی، اسب بخار، فرمان، مصرف و لرزش جایی است که برتری دارد.
“نه چقدر ارزان اما – چقدر قابل اعتماد. چقدر مقرون به صرفه چه قدرتی به اندازه کافی ارزان با تمام این ویژگی ها: 175 پوند [حدود 18 هزار پوند امروز].
یک بار پژو سوار، همیشه پژو سوار. نه ماشینهای پرنده، نه مسابقهای، نه شگفتانگیز – فقط ماشینهای خوب.»
در طول این مدت، فریسول همچنین برنده یک پرونده معروف علیه شرکتی شد که ادعا میکرد حق امتیاز 5 درصدی برای هر خودرویی که از کاربراتور استفاده میکرد، حق امتیاز دارد. او سپس رئیس شرکت خودروسازی استاندارد شد. و در سال 1909 با ارائه اتومبیل رایگان به کنفرانس مطبوعاتی امپراتوری و آموزش اتومبیلرانی به رانندگان تاکسی اسب سواری که شغل خود را به دلیل مکانیزه شدن از دست داده بودند، لقب شوالیه را دریافت کرد.
فریسول در سال 1926 در سن 54 سالگی درگذشت. تجارت نمایندگی او متأسفانه احتمالاً به دلیل اختلال در جنگ بزرگ در سال 1915 از بین رفته بود.
منبع:autocar
